تبلیغات
اخــراجی ها
بسم الله الرحمن الرحیم

lllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllll

آخر این قصّه را من جور دیگر دیده ام!


متن یادداشت حسین علایی رزمنده دیروز و ... امروز{خودتان ... را پر کنید!} در اینجا
+ قابل مطالعه است. تحریف تاریخ در این یادداشت برجسته است + و من در این مواقع به یاد آن حکایت می افتم که می گویند روضه خوانی با شور و حرارت گفته:

آی مردم!! بخدا قسم نبودید ببینید که چه مظلومانه امامزاده یعقوب را در مصر شغال خورد!!!!

 یکی کنار منبر به او می گوید:

حسین علایی، فتنه،یادداشت،اطلاعات،تحریف تاریخ کوریاولا امامزاده یعقوب نبوده بلکه یوسف پیامبر بوده!

ثانیا در مصر نبوده بلکه در کنعان بوده!

ثالثا شغال نبوده بلکه گرگ بوده!

رابعا اصل این خبر دروغ است!


یعنی یوسف پیغمبر را گرگ نخورده بود بلکه داخل چاه انداخته بودند!!

بد نیست این شعر زیبای علیرضا قزوه را بار دیگر بخوانیم:

کهنه صرّافان دنیا از تصرّف می خورند
از عدالت می نویسند، از تخلّف می خورند

می نویسم دوستان! معیار خوبی مرده است
دوستان خوب من تنها تأسّف می خورند!

این که طبع شاعران خشکیده باشد عیب کیست؟
ناقدان از سفرۀ چرب تعارف می خورند

عاشقان هم گاه گاهی ناز عرفان می کشند
عارفان هم دزدکی نان تصوّف می خورند

یوسف من! قحطی عشق است، اینان را بهل!
کلفت دین اند و دنیا، از تکلّف می خورند

آخر این قصّه را من جور دیگر دیده ام
گرگ ها را هم برادرهای یوسف می خورند!


نظرات : نظرات

مردهای مرد را آغاز و پایان ، روشن است

شعری از میلاد عرفان پور
شاعر جوان و متعهد کشور مان؛عرفان پور،مصطفی احمدی روشن،شهید،شعر،میلاد،عکس،ترور

امشب از داغی دوباره چشم تهران روشن است
یوسفی رفته است ،آری وضع کنعان، روشن است
گرچه در بزم حماسه ، هیچ جای گریه نیست
در هجوم شعله ها، تکلیف باران، روشن است
باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز
این شبستان کهن ، با نورایمان روشن است
کی میان ابرهای تیره پنهان می شود؟
آسمان ما که با خون شهیدان ،روشن است
مصطفی هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود
مردهای مرد را آغاز و پایان ، روشن است


حاج میلاد عرفان پور قبلا هم برای شهادت استاد مجید شهریاری شعری سروده بود بخوانیداینجا +


نظرات : نظرات

صفحه اول rss


...........................................................................................................................
تبلیغات

    تیغ كین،شهوت بوسیدن حنجردارد!
    بازقابیل به كف دشنه وخنجردارد!
    بازهم فصل كمین كردن قابیل آمد!
    دشنه ای بازبه قصد تن هابیل آمد!
    ما همان زخمی از دشنه قابیل هستیم
    نه قناری و نه بلبل، که ابابیل هستیم
    زنده یاد ابوالفضل سپهر
    ...................
    هزارها سال از هبوط آدم بر سیاره‌ی زمین گذشته است و هنوز نبرد فی ما بین حق و باطل بر پهنه‌ی خاك جریان دارد، اگرچه دیگر دیری است كه شب دیجور ظلم از نیمه گذشته است و فجر اول سر رسیده و صبح نزدیك است. تاریخ انبیا سراسر صحنه‌ی نبرد حق و باطل است و تاریخ شاهنشاهان نیز سراسر عرصه‌ی جنگ‌های بزرگ‌تری است كه بر سر قدرت درمی‌گیرد، و هستند كسانی كه فی ما بین این دو نبرد تفاوتی نمی‌بینند. ما را با آنان كاری نیست چرا كه مردگانند، «و ما انت بمسمع من فی القبور.» روی سخن ما با آنان است كه هنوز عرصه‌ی‌ وجودشان را یكسره تسلیم ظلمت كفر نكرده‌اند و بذر فطرتشان در انتظار باران است: آیا در این جهان خاك همواره باید یزیدها حكومت كنند و هر كه سخن از حق بگوید باید با او آن كنند كه با سیدالشهدا كردند، و یا نه، باید كاری كرد تا بساط ظلم بر چیده شود و حاكمیت و قدرت به اهلش، به فرزانگان و عدالت‌پیشگان سپرده شود: آنان كه قدرت را در خدمت شهوات خویش نمی‌خواهند و چون در زمین اقتدار و تمكن یابند نماز بر پا می‌دارند و زكات می‌بخشند و امر به معروف و نهی از منكر می‌كنند و خود در جماران با گرسنگی گرسنگان و تشنگی تشنگان و بیماری بیماران شریك می‌شوند و هیچ چیز جز رضای خدا نمی‌خواهند؟ به‌راستی اقتدار و حاكمیت در كره‌ی ارض باید به چه كسی واگذار شود؟ /سید مرتضی آوینی/


  • المتصلون

    ره بر
    پاورقی-حرف های زده نشده
    مشکل ما سه راه حل دارد!
    جواد رحیمی-روستای رومه
    شیرگاه، شهر پل ها !
    هـم شهری - چادر اكسیژن
    هـم ســایـه - كافه رباعی

    المكتوبات الاخیرة

  • الآمار والاطلاعات

    کل المشاهدین: